تبليغاتX
ضد پسر
به خاطر کارایی که کردم معذرت میخام و امیدوارم بتونی منو ببخشی

این وبلاگ دیگه حک نمیشه و اگه کسی حکش کنه با خود من طرفه

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 11:46  توسط ضد پسر | 
اگه یه چند وقتی یه حاله درس حسابی به پسیای عزیز ندادم منو ببخشید جبران میکنم

بعضیا میگن :"دیگه همه میدونن که الان فقط این دختران که میوفتن دنبال ما پسرا"

من نمیدونم این ادمی که این حرفو زده واقا میخواسته چی کار کنه اخه جز گند زدن به حاله خودش چیزه دیگه ای از این جمله نمیشه فهمید

الان که هر جا پاتو میزاری یه صدای (به قوله خودشون ظریف و مامانی که چه عرض کنم ادم بعضی وقتا شک میکنه که یارو واقعا پسره یه نه) از پشته سرت میگه :خانوم ببخشید میشه چند لحظه وقتتونو بگیرم(دیگه ادم حالش از این جمله بهم میخوره) بعد تازه توقع داره وقتی بر میگردی نگاش میکنی همون جا بپری بغلش بگی چرا نمیشه اصلا من کاملا در اختیار تو   (واقعا که....)   اگه اینجوری بگی پشته سرت ۱۰۰۰ جور زر میزنن

اگه بهشون محل ندی انگار باباشونو کشتی اون چاک دهنشونو وا میکنن .........بعد تا کرمشونو خالی نکنن مو کن نیستن

حالا ببینید کی به کی میگه اویزون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 19:52  توسط ضد پسر | 
من واقعا از بعضیا که دارن سعی میکنن باحک کردن این وبلاگ جلوی واقعیتارو بگیرم عذر میخوام که تلاشتون بی فایدستزیاد قاط نزنین

همین جوریش دارین با احترام از رو زمین ور داشته میشین نمیخواد عجله کنین

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 19:35  توسط ضد پسر | 
دیروز بهترین روزی بود که تو این چند ماه آخری داشتم

آخی پسره بدبخت عر میزد انقد که کتکش زدن      تازه همه لذتش به اینه که تو باعث کتک خوردنش باشی بد بالا سرش وایسی بهش بخندی

وقتی تهدیدت میکنه که اگه دستم بهت برسه ......تو یکی میکنم بد تو فقط یه لبخند بزنی خیلی میچسبه

آخی فقط یه کم دلم واسه اون موهای قشنگش سوخت آخه معلوم بود خیلی تلاش کرده تا بالا نگهشون داره لب و دهنشم که هیچی نگم بهتره

بعضی وقتا این بسیجیا هم بد کسایی نیستن وقتی با زبون آدم نمیشه باهاشون حرف زد میشه از این دوستای بسیجی کمک گرفت تا یه جوره دیگه باهاشون حرف بزنن

بنده خدا اومد ثواب کنه کباب شد حالا یه چند وقتی طول میکشه تا دوباره اون چهرهء قشنگش واسه دختر سوار کردن آماده بشه

البته تقصیریم نداشت نمیدونست داره سر به سره یه ضد پسر میزاره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 19:27  توسط ضد پسر | 
خدمت تمام پسرای نیمه محترم عرض کنم که من هر کاری که دوست داشته باشم انجام میدم

لطفا اگه واقعیت براتون غیر قابل تحمل کسی دعوتتون نکرده

خوش اومدین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 19:12  توسط ضد پسر | 
بابا چه خبرتونه انقدر فکر میکنین تهفه اید نه داداش اگه یه ذره بیشتر چشاتو وا کنی میبینی

همیشه وقتی یه چیزی تو جامعه گندش در میاد سعی میکنن کمش کنن روز به روزم از تعدادش کم میکنن تا بالاخره یه روز کاملا از بین بره حالا اگه یه کم به خودت نگتا کنی میبینی

گند شما پسرام یه چند سالیه که دراومده واسه همینه که آخی (دارین تموم میشین)تا این که بالاخره یه روزی میرسه که اثری ازتون رو زمین که هیچی حتی اون دنیام باقی نمیمونه

واقعا دلم واستون میسوزه که هر چی ام زور بزنین بازم به پایه دخترا نمیرسین

حتی تو رشد جمعیتتونم عقب مونده اید

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 12:6  توسط ضد پسر | 
 

میخوام یه داستان واستون بگم یه داستان از پست فطرتیه پسرا پس خوب بخونیدش تا شاید یه کم به حرفای من برسین

دختر:امروز عصابم خیلی خورده اصلا" نمیتونم تو خونه بمونم

پسر:قربونت برم میخوای بیام دنبالت ببرمت بیرون یه دوری بزنیم؟

دختر:آره بریم

پسر:باشه پس بزار من یه زنگی به .....(دوستش) بزنم اگه جور شد اونم بیاد

دختر:باشه پس منم به دوستم میگم ببینم میتونه با ما بیاد

پسر : کدوم دوستت؟

دختر:......

پسر:اه نه من از اون خوشم نمیاد دخترهء .......

دختر:باشه پس من منتظره تماستم

پسر:باشه خداحافظ

تو این فاصله دوست دختر دیگه پسر زنگ میزنه

دختر: سلام عزیزم خوبی؟ ببین من الان تقریبا" نزدیکه توام با چندتا از بچه هام داریم میایم دنبالت زود آماده شو

پسر:با کدوم دوستاتی؟

دختر:...... ..... ...... ......

پسر:ایول چه حالی بده باشه چند دقیقهء دیگه اینجایی؟

دختر:نیم ساعت دیگه

پسر:باشه پس من برم حاضر شم bye

نیم ساعت بعد پسر آماده منتظر gfدومش که گوشیش زنگ میخوره از خوشحالی به شماره نگاه نمیکنه گوشی رو ور میداره

پسر: جونم اومدم عزیزم

gfاولش پشت خطه

دختر:سلام

پسر:e تویی؟

دختر:هر چی منتظر شدم زنگ نزدی خودم زدم جایی میخوای بری؟

پسر:آره .....  ( دوستش ) زنگ زد باید برم پیشه اون تو اگه دوست داری میتونی با همون دوست ..... بری بیرون فقط زود برمیگردی خونه فهمیدی؟

دختر:ولی من میخوام امروز با تو باشم

پسر: ای بابا میبینی که یه کاره فوری پیش اومده مجبورم برم حالا این همه وقت یه روز دیگه میریم باشه؟

دختر:باشه پس منم نمیرم اگه زود اومدی بهم زنگ بزن میخوام باهات حرف بزنم

پسر:اگه تونستم قول نمیدم من دیگه برم فعلا" bye

بعد پسر با  gf دومش میره بیرون و کلی هم خوش میگذره انقدر که اصلا" یادش میره ........

وقتی این داستانو خوندم حالم از هر چی پسر به هم خورد واقعا پسرا فقط واسه تفریح خوبن

آدمای پستی که هیچی واسشون مهم نیست فقط خودشونو خودشون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 18:31  توسط ضد پسر | 
 

man nemidoonam shoma pesara key mikhayn shabihe adam beshin hala adam  nemikham beshin vali hadeaghal shabihe adam shodan bad nist

akhe oghdeyiaye badbakht ba zoor mikhayn chio sabet konin ye tirip gholdor bazi miayn fek mikonin dige tahe vahshatin nemidoonam age khoda hamin ye estedadam behetoon nemidad ke shakh bazi dar biarin dige mikhastin che faaliati az khodetoon dar konin

akhe age ma dokhtara naboodim ke har deyeghe iradatoonoo begim ke gheyre ghabele tahamool mishodin  onvaght sagam reghbat nemikard az baghaletoon rad she....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 17:53  توسط ضد پسر | 

دخترها

۱.توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲.اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳.تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴.چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

۱.توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲.توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳.ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴.توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵.توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶.يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷.چند تا فحش ميدن
۸.دنبال كبريت ميگردن
۹.با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰.ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
۱۱.ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲.تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳.چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴.ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵.تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶.روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷.تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸.دنبال نمكدون ميگردن
۱۹.نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
۲۰.دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۲۱.نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲۲.صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲۳.نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
۲۴.بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
۲۵.چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
۲۶.توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲۷.با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
۲۸.صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲۹.سريع برميگردن توی آشپزخونه
۳۰.تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
۳۱.ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
۳۲.دنبال ظرفهای مسی ميگردن
۳۳.قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
۳۴.چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
۳۵.ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
۳۶.چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
۳۷.ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
۳۸.روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
۳۹.چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
۴۰.نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
۴۱.قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
۴۲.چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
۴۳.با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
۴۴.پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
۴۵.نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

 

فقط میتونم بگم آخی نازی.................

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 19:26  توسط ضد پسر | 

1.چرا مردا دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

2.چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

3.شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از ئرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

4.ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

5.به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

6.خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

7.دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
فکري ندارند - کاری ندارند

8.در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

9.اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

10.آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

11.تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

12.زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم

13.یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

14.شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

15.آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

16.رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند

17.چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند

18.چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

19.شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و ئحتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

20.فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

21.نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 19:7  توسط ضد پسر |