![]() |
![]() |
|
|
میخوام یه داستان واستون بگم یه داستان از پست فطرتیه پسرا پس خوب بخونیدش تا شاید یه کم به حرفای من برسین دختر:امروز عصابم خیلی خورده اصلا" نمیتونم تو خونه بمونم پسر:قربونت برم میخوای بیام دنبالت ببرمت بیرون یه دوری بزنیم؟ دختر:آره بریم پسر:باشه پس بزار من یه زنگی به .....(دوستش) بزنم اگه جور شد اونم بیاد دختر:باشه پس منم به دوستم میگم ببینم میتونه با ما بیاد پسر : کدوم دوستت؟ دختر:...... پسر:اه نه من از اون خوشم نمیاد دخترهء ....... دختر:باشه پس من منتظره تماستم پسر:باشه خداحافظ تو این فاصله دوست دختر دیگه پسر زنگ میزنه دختر: سلام عزیزم خوبی؟ ببین من الان تقریبا" نزدیکه توام با چندتا از بچه هام داریم میایم دنبالت زود آماده شو پسر:با کدوم دوستاتی؟ دختر:...... ..... ...... ...... پسر:ایول چه حالی بده باشه چند دقیقهء دیگه اینجایی؟ دختر:نیم ساعت دیگه پسر:باشه پس من برم حاضر شم bye نیم ساعت بعد پسر آماده منتظر gfدومش که گوشیش زنگ میخوره از خوشحالی به شماره نگاه نمیکنه گوشی رو ور میداره پسر: جونم اومدم عزیزم gfاولش پشت خطه دختر:سلام پسر:e تویی؟ دختر:هر چی منتظر شدم زنگ نزدی خودم زدم جایی میخوای بری؟ پسر:آره ..... ( دوستش ) زنگ زد باید برم پیشه اون تو اگه دوست داری میتونی با همون دوست ..... بری بیرون فقط زود برمیگردی خونه فهمیدی؟ دختر:ولی من میخوام امروز با تو باشم پسر: ای بابا میبینی که یه کاره فوری پیش اومده مجبورم برم حالا این همه وقت یه روز دیگه میریم باشه؟ دختر:باشه پس منم نمیرم اگه زود اومدی بهم زنگ بزن میخوام باهات حرف بزنم پسر:اگه تونستم قول نمیدم من دیگه برم فعلا" bye بعد پسر با gf دومش میره بیرون و کلی هم خوش میگذره انقدر که اصلا" یادش میره ........ وقتی این داستانو خوندم حالم از هر چی پسر به هم خورد واقعا پسرا فقط واسه تفریح خوبن آدمای پستی که هیچی واسشون مهم نیست فقط خودشونو خودشون
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 18:31 توسط ضد پسر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
| پیوندها |
|
lovely only black aksaye kami & hoomi jok Music |
|
RSS
|